أنارستان

أنارستان

ابروان تو

چهارشنبه, ۴ بهمن ۱۳۹۶، ۰۸:۰۲ ب.ظ


یک ایده مبهم گم شده میان دو خط طریق
رودی گذشته از میان ابروان تو و من غریق

مهلت بده به قایق چشمت که تا دستگیری ام
سیری کــنــم خلیل وار درون شط حــریق

گفتند که با یاد تو آتش گلستان است
دیری است که آتشم زده این گل ستان دریغ

یارای این تن نحیف آهن سرخ عقیل نیست
میکوبی ام به کوره و سندان و پتک بی دریغ

من با تو حرفی از دشمنی نداشتم!
این گر جزای دوستان است، وای به حال رفیق..



موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۱۱/۰۴
أنارستان

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی