أنارستان

أنارستان

۶ مطلب در خرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

بیفتی و بلند شوی، بیفتی و بلند شوی...بیفتی و بلند شوی...باز هم باید بیفتی و بلند شوی....هر قدر هم چشم هایت را محکم ببندی، هر قدر هم التماس کنی....

باز هم باید بیفتی....

اگر بلند نشوی؟؟؟

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ خرداد ۹۵ ، ۱۶:۴۸
أنارستان



هر چه قدر هم به احوالات پروین دقیق بشوم، سخت تر میشود فهمید که بوده.. چه شده.. که شده...

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۳ خرداد ۹۵ ، ۲۲:۲۱
أنارستان


یک پاندای صورتی داشته باشم...نه، صورتی زیاد خوب نیست! زرد لیمویی باشد. پرواز هم بکند. نه اینکه بال داشته باشد! سوارش بشوم و برویم آن بالا روی ابرها..

لم بدهیم، یک پایمان را روی پای دیگر بیندازیم و به آسمان نگاه کنیم.

ساقه ی گندم هم تووی دهنمان است و کلاه حصیری روی سرمان...



۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ خرداد ۹۵ ، ۱۵:۱۰
أنارستان


اگر این دو سطر نوشتن نبود شاید جان به جان آفرین تسلیم کرده بودیم. پس هزار بوسه بر قلم.

و صدافسوس بر هزاران حرف نگفته که در پشت آن نهان است.





۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ خرداد ۹۵ ، ۱۸:۵۳
أنارستان



دلم برای خوندن یک رمان خوب و پرنقش و نگار تنگ شده..

دیگه انگار چیزی راضیم نمیکنه..


۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ خرداد ۹۵ ، ۲۲:۰۱
أنارستان



دیوانه ی تو گشته ام و

خانه ندارم...




۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ خرداد ۹۵ ، ۲۲:۲۳
أنارستان