أنارستان

أنارستان

میو میو

چهارشنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۵۳ ق.ظ



از دیشب یک بند میو میو میکند بچه گربه ایی که نمیدانم در کدام گوشه از خانه همسایه محبوس شده.

دم سحر چادر نمازم را سر کردم و دل به تاریکی کوچه زدم ببینم این بخت برگشته کجاست.

از دم در خانه جلو تر نرفتم مبادا همسایه ایی از پنجره ایی نیم بسته ببیند و فردا زمزمه دختر علی آقا دیوانه شده کوچه را بردارد، پس اساسا" به دل تاریکی زدن تعبیر غلطی است!

چشم تنگ کردم اما ردی از منبع میو میو یافت نشد.


هم اکنون در اتاقم به سر میبرم و بار هر بار میو میو جانگداز با بطری پلاستیکی خالی نوشابه توی سرم میزنم.

دلم میخواد گریه کنم

اما میدانم گریه کردن برای یک بچه گربه آنهم در سن و سال منی کاری احمقانه است!


حس سرخوردگی از اشک نریخته حالم را به هم میزند.



پ.ن: یعنی ساکنان خانه شرافت و شعورشان نمیرسد که به داد گربه برسند؟


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۳/۳۱
أنارستان

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی